تبليغاتX
...ميناگر عشق... - گل من









...ماييم كه طمع به آنچه نداريم و او از آن بي نياز است و آنچه را داريم از ياد برده ايم


     

یه روزی زیر گنبد نیلی ...روی گلدون تنهای تنها

خالی بود جای گل توی قلبش.توی لونه سینش پربود از غم دنیا

حالا غصه و غم دیگه رفته.بازم اومده عطر بهاری

چون که دیگه یه غنچه پاکی نشسته.میون تنهایی گلدونه تنها

گل من توی قلبه خسته من.شده غنچه عشق تو مونس

نکنه که با چیک چیک بارون .توی رقص نسیم و درختا

باترانه شاد قناری دل تو تنگ بشه واسه دشتا

مثل تو واسه این دل خستم دیگه مونسی پیدا نمیشه

بگو می مونه گل پیش گلدون بگو مال منی تا همیشه

وقتی گل عشق تو واشد تو سینم گل ناز تو جاشد

ریشه کردی تو این دل تنهام عشق تو با این دل اشنا شد

وقتی پرتوی روشن خورشید روی برگای سبز تو تابید

غصه رفت دیگه از دل گلدون عطر تو توی گلخونه پیچید

گل من گل من گل من گل من تویی جلوه پاک بهارون

                             گل من گل من منم گلدون و تو گل گلدون

                            منم گلدون و تو گل گلدون



+ نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 0:9 توسط ميناگر عشق |